باغی بود و هست که ایوانی دارد اما آن زمان ها قشنگ تر می زد دور و برش پر انار و بادام بود یعنی از روبه رو فقط درخت بادام و از کنار فقط انار در دید بود بچه که بودم جای من همیشه لب دیوارکی کنار انارها بود و غذایم را هر بار همان جا می خوردم و هر بار همان جا را برای نشستن انتخاب می کردم می خواهم بگویم من عاشق آنجا بودم و هستم البته فقط آن قسمت از ایوان اما هیچکس این را نفهمید و وقتی به کسی نگفته ام چرا انتظار دارم که سر بحثش همه این را بفهمند!؟یا اینکه اصلا چرا آن قسمت ایوان پ ن/این ایوان را به چشم اتفاقاتی ببینید به چشم چیزهایی که می آیند یهو در زندگی و هیچ کس جز شما توانایی درکشان را ندارد. اندک اندک پایان را خودت انتخاب می کنی خودمان نه قسمت نه تقدیر خدایا اگر در کتاب اعظمت آن کتابی که سرنوشت همه نوشته شده است نوشته ای که من گستاخ می شوم نوشته ای که من از خود بیزار می شوم نوشته ای که رویاهایش را گذاشت لب کوزه آبش را خورد دلم می خواهد خودت همه اش رو پاک کنی یه عالمه صفحه های قشنگ قشنگ برام بنویسی قشنگ از نظر هر دومون. پ ن/در حرف هایم میان قضا و قدر تناقض بود .اعتقاد دارم که می توانم زندگی را تغیر دهم و اعتقاد دارم گاهی به دست ما هیچ چیز تکان نمی خورد و همه چیز با شانس کاملا مساوی بین این دو تقسیم می شود. و نگاه کردن و گذر از چیزی به نام قسمت گاهی نابود کننده می شود.میان اینها گیر افتاده ام می دانم تئوری پاس می شوم ولی واحد عملی است که نگران کننده است!! از همان کارهایی بود که هیچ وقت روی انجام دادنشان را نداشتم نذزی داشتم دم یکی از درب های حرم همیشه از نگاه کردن به آدم ها و زل زدن در چشم ها و بعد گفتن بفرما می ترسیدم به خصوص اگر ظاهرشان با خودم خیلی فرق می کرد کم یا زیاد اون شب دوستی جراتش را داد،و من به کوچک و بزرگ بالاتر یا پایین تر از خودم نگاه کردم و نذری دادم چه حس با نمکی بود!! ترس را شکستن. در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود زنهار از اين بيابان وين راه بي نهايت اي آفتاب خوبان مي جوشد اندرونم يكساعتم بگنجان در سايه ي عنايت 

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت
22:17 توسط mitra| |
نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت
16:22 توسط mitra| |
نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت
6:27 توسط mitra| |
نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت
13:7 توسط mitra| |
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
17:32 توسط mitra| |

