تبليغاتX
..بردی از یادم




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


..بردی از یادم

 

نگاه که میکنم

چقدر بزرگتر شدم چقدر می تونم عمیق تر فکر کنم قشنگتر ببینم چه چیزای سختی کنارم می گذرن

اما با تمام زرنگی ای که خودم ازش بی خبرم لحظه ها رو یکی در میون جا می ذارم و بعد از مدتی که به پشت سرم نگاه می کنم می فهمم با نهایت درایت فرار کردم!!

حالا می فهمم فرق من و فاطمه در چیه اما هنوز دلیلش رو نمی فهمم.

نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 22:21 توسط mitra| |

 

مینا پیشنهاد خوبی ارائه داد

می بایستی سری به دوران ۱۰۰سال قبل بزنید!!

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 9:34 توسط mitra| |

 

دوست من تا وقتی که این قدر ساده نگری گیج در عالم خودت زجر می کشی

 متاسفم

 

پ ن -روشن فکران نیز زجر می کشند اما حداقل می دانند چرا و از کجا زجر می کشند گیج نمی زنند!!

و اینکه چرا خیلی از ماها خودمونو روشن فکر می دونیم ؟ چقدر اعتماد به نفسمون بالاست و بازم متاسفم!!

نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 18:52 توسط mitra| |

 

گاهی باید برای همه سنگ صبور باشی حتی برای خودت

آنوقت خواهد بود که احساس تنهایی می کنی

 

 

آوای دو نفرکه وای خرداد امتحان درس بدبختی! و من را از حال خودم با تلخی بیرون می کشاند شاید این چیزی باشد که من بایستی می گذشتم

ببخش نمی دانم  بایستی برایم مبارک باشد یا نه.

 

نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 21:26 توسط mitra| |


Design By : Night Skin